Tuesday, June 06, 2006

paper + proposal review process


در راستای 2+2=4، یکی از چیزهایی که میتونه بطور جدی اوضاع تحقیقات رو توی ایران در سطح دانشگاه تغییر بده، برنامه ریزی استراتژیک و مهمتر از اون داوری درست مقالات و
proposals
هست. من با سیستم امریکا سر و کار داشته ام و چیزهایی که به نظرم جالب و مفید اومده اینهاست:

1) اغلب کنفرانسها در رشته ما از نویسنده مقالات میخواهند که اسمشان را روی مقاله ننویسند و در داخل مقاله هم از شناساندن خودشون پرهیز کنند. بنابراین وقتی مقاله به دست داوران میرسه، امکان پارتی بازی کم میشه. فقط بعد از قبول شدن مقاله، نویسندگان اسمشان را به مقاله اضافه میکنند و برای چاپ نهایی میفرستند. من خودم یکبار در هیات داوران یک کنفرانس بودم و یک مقاله را رد کردیم فقط به این دلیل که نویسنده های مقاله که آلمانی بودند اسمشان (و نه حتی فامیلشان) را روی مدارهایی که نتایج روششان را تست میکرد گذاشته بودند. اگر هم من به عنوان رییس هیات داوران مقاله را رد نمیکردم، کاملا امکان داشت که یکی از اعضای تیم داوری به هیات رییسه کنفرانس بگوید که من این مقاله را قبول کرده ام و من مطمءنان دیگر به گروه داوران در آن کنفرانس و احتمالا کنفرانسهای دیگر دعوت نمیشدم.

2) داوری مقالات جورنال بطور ناشناس انجام نمیگیرد. ولی دستیار ویراستار باید کسانی را برای داوری انتخاب کند که از همان دانشگاه نویسندگان نباشند. اگر کسی با یکی از نویسندگان همکاری نزدیک داشته باشد (مثلا با هم اخیرا مقاله چاپ کرده باشند) نمیتواند داور مقاله باشد. ویراستار هر از چندگاهی میتواند چک کند که ببیند زیردستانش چطور عمل میکنند.

3) موضوع جلوگیری از
conflict of interest
(یعنی اینکه کسی به خاطر نفع مادی یا دوستی یا دلایل شخصی نتواند داور منصفی باشد
به خصوص وقتی که مساله پول و دولت در میان باشد خیلی خیلی جدی میشود. وقتی یک سری
proposal
به ان اس اف که از یکی از مهمترین ارگانهای پشتیبان مادی تحقیقات در دانشگاههای امریکا است فرستاده میشه، رییس بخش یک سری داور را انتخاب میکند که هم از دانشگاه و هم از صنعت هستند. این پروپوزالها بین داوران پخش میشه و بعد از یک ماه بررسی و وارد کردن نظرات داورها در سیستم کامپیوتری، همه داورها به خرج ان اس اف دور هم جمع میشوند و بحث میکنند و بهترین طرح پروژه ها را انتخاب میکنند. شرایطی که شما را از نظر دادن و یا شنیدن نظرات دیگران راجع به یک طرح پروژه منع میکنه خیلی سفت و سخت تر از شرایط داوری مقالات است. اگر کسی که طرح پروژه را فرستاده دانشچو یا استاد دکترای شما باشد، تا آخر عمر نمیتوانید داور طرح پروژه های آن شخص باشید. استاد یا دانشجوی کارشناسی ارشد تا پنج سال شما را از داوری محروم میکند. مقاله نوشتن با هم فکر کنم سه سال، و اگر از شخص یا از دانشگاه شخص در سه سال گذشته پول گرفته باشید (مثلا بخاطر سخنرانی که در دانشکده طرف انجام داده باشید) باز هم نمیتوانید داور باشید. اگر از داوری یک طرح پروژه منع شوید، سیستم کامپیوتری به شما اجازه نمیدهد که نظرات داوران دیگر درباره این طرح پروژه با ببینید (همین قانون راجع به مقالات کنفرانسها هم صادق است). وقتی بقیه میخواهند
راجع به طرح پروژه بحث کنند، شما باید از اتاق بیرون برید.

کلیه مباحثاتی که راجع به طرح پروژه ها انجام میگردد محرمانه است. در یکی از جلسات داوری که من بودم، رییس جلسه گفت که یکی از داوران سال قبل، شخصی که طرح پروژه اش به عنوان بهترین قبول شده بود را در یک کنفرانس میبیند و بهش تبریک میگه که طرح پروژه اش قبول شده. طرف که خبر نداشت با رییس بخش ان اس اف تماس میگیره و کار به جاهای باریک میرسه. کسی که راجع به طرح پروژه حرف زده بود را داشتند از دانشگاه اخراج میکردند که رییس بخش بالاخره کوتاه اومد و راضی شد که این شخص تا پنج سال از گرفتن پول تحقیقاتی دولتی منع بشه و کارش در دانشگاه رو حفظ کنه. اگر دانشگاه موضوع رو جدی نگیره، دولت دانشگاه رو جریمه سنگین میکنه و ممکنه تا چند سال هرگونه درخواست پول از ارگانهای دولتی رو برای دانشگاه ممنوع کنه )اتفاق افتاده).

البته سیستم در اینجا هم به هیچ عنوان ایده آل نیست. من خودم شاهد بوده ام که کسی در هیات داوری کنفرانس برای قبول شدن مفاله یکی سنگ تمام بگذاره و با تمام انرژی از مقاله دفاع کنه. یا کسی سعی کنه از طرح پروژه شاگرد دوستش دفاع کنه. به هر حال تا آدم آدمه، از این کثیف کاری ها هم هست ولی بودن یک سیستم احتمال خطا رو کم میکنه.

این را هم اضافه کنم که همه ارگانهای دولتی یا غیر دولتی مثل ان اس اف سیستم منسجم برای انتخاب طرح پروژه ها ندارند. مثلا دارپا که پروژه ها ی نظامی رو ارزیابی میکنه خیلی بر روابط تکیه میکنه. نه روابط زیر میزی. اصلا فلسفه شون اینه که اگر شما یک طرح خوب دارید، باید با مدیر بخش مربوطه حرف بزنید و ایده تان را بهش بفروشید. یک پول اولیه به شما میدهد (بدون داوری) و مثلا شش ماه به شما وقت میده که روی آن ایده کار کنید. بعد از شش ماه، اگر رییس رییس بخش از ایده خوشش بیاد، درخواست پروژه چاپ میشه و شما به احتمال تفریبا صد در صد جزو دریافت کننده های پول برای انجام پروژه خواهید بود چون در بازی از بقیه شش ماه جلو ترید. در این مرحله، داورانی انتخاب خواهند شد و از بین طرح پروژه ها چند تیم دیگر هم پول خواهند گرفت. در فاز بعدی بهترین پروژه ها باز هم پول خواهند گرفت که کار را ادامه دهند. در کمپانیهایی مثل آی بی ام و اینتل، تقریبا غیر ممکنه که شما از شرکت پولی برای تحقیق بگیرید اگر با کسی در داخل آن شرکت کار نکرده باشید.

نکته آخر هم اینکه بر خلاف چیزی که از نوشته رضا به نظر میرسه، شرکتها اینجا خیلی هم دوربین نیستند و تازه خیلی هم خسیس هستند. فقط شرکتهای خیلی بزرگ که درآمد خیلی بالایی دارند برای تحقیقات به دانشگاهها پول میدهند. تازه پروژه هایی که برایشان پول میدهند خیلی کوتاه مدت و کاربردی هستند. ارگانهای دولتی مثل ان اس اف هستند که برنامه ریزی درازمدت میکنند و تصمیم گیری استراتژیک میکنند که مثلا روی تکنولوژی نانو برنامه ریزی کنند. در این تصمیم گیری ها هم به طور دمکراتیک از استادهای دانشگاه و محققانی که در صنعت مشغول تحقیقات هستند دعوت میکنند که در کارسوقهایی شرکت کنند و ونظراتشان را با بقیه در میان بگدارند. هر چند سال یکبار مسیر تحقیقاتی دوباره بررسی میشود و برای شاخه های مهم بخشهای جدید در ان اس اف درست میکنند یا مقدار پولی که تخصیص داده شده را تغییر میدهند.

ممکنه که من با تجربه محدودی که داشته ام، قسمتهایی از تصویری که اینجا ترسیم کرده ام غلط باشه. اگر شما بهتر میدانید حتما نظرات خودتان را اضافه کنید.

همه این حرفها رو زدم که بگم میشه یک سیستم طراحی کرد که وضعبت فعلی ایران رو بهتر کنه. تو سر سیستم امریکا هم زدم که نشون بدم هیچ جا شرایط ایده آل نیست. وقتی کتاب رضا رو خوندم احساس کردم که خواننده ممکنه فکر کنه اینجا همه چیز مرتب و منظم انجام میشه. اگه فرصت بود، از تجربیاتم در سفر تایوان و ژاپن خواهم نوشت که میتونه درسهای خوب و امیدوار کننده ای برای ما داشته باشه. این رو هم اضافه کنم که در سفرهای اخیرم به ایران و از صحبتهایی که با همکارانم در دانشگاههای ایران داشته ام، اوضاع حداقل در رشته ما سال به سال رو به بهبوده. حالا درسته که هنوز خیلی ار پروژه ها سر کاری اند، ولی مسیر مسیر درستیه.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home